تصاویر زیباسازی نایت اسکین
ان الحیات عقیده و جهاد ( زندگی، چیزی جز باورها و مبارزه برای آنهانیست ) باور من در زندگی عشق و ایمان است. عشق بر مدار حقیقت و ایمانِ منطبق بر وحی. حقیقت چیزی جز کلام خداوند نیست، پس عشق خداوند است. عاشق باشیم و مبارز. ............................ قصه ی نـــا گفته ام بسیار شد/ دردهـــا در سینه ام خـروار شد/ گوش کن چیزی بگویم د یــــر نیست/ واژه هایم طعــمه ی تکفیــر نیست/
  :: مبارز عاشق


بازی آنلاین پرندگان خشمگین
کد بازی آنلاین
فال عشق
بازی آنلاین تک تیرانداز
کد بازی آنلاین
ایجاد خبرنامه ایمیلی

ان الحیات عقیده و جهاد ( زندگی، چیزی جز باورها و مبارزه برای آنها نیست )

رن، در نگاه شاعران مـــــــــــــردا!!

 

 

 


با کمال تأسف، از بسیاری از شاعران... خوانده ایم و شنیده ایم که با در نظر نگرفتن جایگاه رفیع زنان و نقش والای ایشان، جملات قبیح و اسفباری را در تاریخ از خود به یادگار گذاشته اند:

زن و اژدها هر دو در خاک به —– جهان پاک از این هر دو ناپاک به!!!

زنان را ستایی سگان را ستای —– که یک سگ به از صد زن پارسای!!!

پس پرده هر که دختر بود —– اگر تاجدار است بد اختر است!!!

چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ —– که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ!!!

و یا: 

چو زن راه بازار گیرد، بزن -----  وگرنه، تو، خانه نشینی چو زن!!!

- کم نیستند شاعران معاصری که در مذمت زن، شعرها سروده اند؛ که از میان آنها می توان به مهدی سهیلی اشاره کرد. وی که برای زیبایی سوفیا لورن شعری آنچنانی! سروده است، در باب نصیحت به پسرش  سهیل، در شعر دیگری می سراید:

نصیحت میکنم تا زن نگیری

تو این قلاده!!! بر گردن نگیری

تو که در خانۀ خود زن نداری

خبر از حال زار من نداری

نمی گویم که مامان تو بدخوست

اگریک زن نکو باشد فقط اوست

زن من بهترین زنهای دهر است

ولی با این همه زن عین زهر است!!!

 

- همین امسال (1391) در سالروز بزرگداشت  زن، تلویزیون در برنامه ای تبلیغاتی، هر از چند گاهی عنوان مینمود:

فاطمه زن بود،

ولی!

نور بود!

و البته من هم هر بار در جوابش میگفتم: شاعر این شعر چه بیشور(بیشعور ) بود!

که زن بودن حضرت زهرا(س) را نادیده انگاشته و مقام ایشان را تنزّل داده و برای افزایش شأن ایشان میگوید: ولی از جنس نور بود!

و موارد بیشماری از این دست...

 

- این حدیث را به کرّات شنیده ایم که آفرینش حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و فرزندان طاهرینشان و جمیع خلایق، به خاطر وجود با عظمت جلوه زیبای الهی، حضرت فاطمه ( س) است.

عن اللّه تبارک و تعالی: « یا أحمد، لولاک لما خلقتُ الافلاک و لولا علیٌ لما خلقتُک و لو لا فاطمه لما خلقتکما؛

«ای احمد، اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم، و اگر علی نبود، تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی کردم»

 



:: برچسب‌ها: زن, فمینیست, ملاصدرا, سکولار
قبیله تردید

 

قبیله تردید

 

 

سرنیزه قبیله تردید از طلاست

این قوم شرم، زاده شیطان- فرشته هاست

 

آن بیست سال پیش، که اینجا نبوده اید

حالا بهای سیر و سیاحت به پای ماست؟

 

ـ آن روزها که قسمت بیعت نبود حیف

این سرنوشت هم که نویسنده اش خداست!

 

ثروت سوار باد شد و گشت و گشت و گشت

افتاد پای منبرحاجی که باصفاست

 

حاجی هنوز خطبه نخوانده بلند شد

لا اترکوا صلاة که آئین انبیاست

 

پا از رکاب خسته این اسب پس بکش

تشویش ذوالجناح از این سوی ماجراست...

 

هر چند، خانه های شما را که گرم کرد

سوزی که در قصیده جانسوز کربلاست.

 

هر چند، خانه های شما را وسیع کرد

نذری که پای پنجره- فولادی رضاست.

 

هرچند، چهره های شما را قشنگ کرد

گلگونی طراوت خونی که بی بهاست.

 

آقا! شما که سعی و صفاتان مکرر است

سجاده ای بزرگ برازنده شماست!

 

گرگی که رسم برّه شدن را نمی شناخت

حالا به حرفهای پسندیده مبتلاست....

 

 تندیس مردهای خدا گونه دیدنیست!

ایمان برای چهره تزویر، ادعاست.

 

این چهره های زیر ردا شرم بادشان

این قوم غم ندیده که با جمع پا به پاست.

 

هرچند می شود که شبی استغاثه کرد

ـمعصوم بوده ایم؟

بشر ممکن الخطاست.

 

حتی دعای خسته دلان مستجاب نیست

اینجا سکوت، آخر فریادهای ماست.

 

دیگر پدر نمانده اگر بود می شمرد

فرزندهای وارث اندوه تا کجاست

 

مرد شبیه هرچه حقیقت چگونه ای؟

خونِ تو جوهرِهمهء روزنا مه هاست!

 

فرزندهای شاهد ما نور چشمی اند...

بنیادهای شاهد و جانباز هم بناست...

 

سهمیه، وام، کار، و این صندوق رفاه...

مردی که فکرمی کند این بچه از کجاست؟!

 

امشب،

تفنگِ کودکی ام

کاش

می چکاند؛

تیری

به گیجگاهِ جنابی که بی وفاست.

 

ما لابلایِ لایحه ها رنگ میشویم

وقتی که مردِ سینۀ دیوار، بی صداست.

 

همراهِ لحظه های همین درد مشترک!

هم بغض سالهای اسارت که ناسزاست!

 

همسنگرِ قدیمی ِایام اُفت وخیز

حاجی که زخم سینه یتان بازبی دواست!

 

مرد شکوه خط مقدم، سخن بگو

با واژه های ناب که در قصه ات  رهاست

 

ثابت قدم به پبش،  شهادت برای ماست

این صحنه های خیس مکرر که آشناست...

.

.

.

 

گفتی غزل برای کسی نان نمی شود.

ایمانشان وسیع،

که نان حرف نابجاست...

 



:: برچسب‌ها: عشق و مبارزه, خط مقدم, صندوق رفاه, قصیده جانسوز، کربلا
سهــــــــــــم زن

 چند همسری زنان

سهـــــــــــــــم زن

 

 

من خطا کار بوده ام عمری           عشقشان را ستوده ام عمری

چند همسری زنان           

غافل از اینکه مرد، پوشالیست        مرد، یک تکه گاه تو خالیست

چند همسری زنان

مرد های زمان ما هیچند       به هوسهای خویش میپیچند          

چند همسری زنان

مردهای خیالیِ خالی                     گَه مدیر عاملانِ پوشالی

چند همسری زنان

پیِ پُست و مقام، خوش گذران           مردهامان خسوفِ در ایمان

چند همسری زنان 

از محمد(ص) که صیغه فهمیدند           عطرِ ریحانه را  نفهمیدند

چند همسری زنان  

زن گرفتند و خانمی! گفتند                   وَ در آغوش دیگری خُفتند

چند همسری زنان

آی، نا مردمان آدم زاد!                    سینه هاتان، ز کِیف خالی باد

چند همسری زنان

بی تپش، بی بهانه، نا آرام          خسته، تنها، شکسته ای نا کام

چند همسری زنان

 آی مردانه- تن! که تنهایی،               زن- مریضی، اسیر زنهایی 

چند همسری زنان

تو ازین زندگی چه فهمیدی؟          که فقط سیب سرخ میچیدی!     

چند همسری زنان 

نیمه- نیمه کَلَف زدی، گفتی:        باغ، آباد و سیب ها مفتی!      

چند همسری زنان 

آن زمانی که حرف صیغه زدند       عده ای زن پیِ علی(ع) رفتند:

چند همسری زنان

- یا علی سهم ما ز مردان چیست؟     

    مرد،تنها مگر یکی کافیست؟   

چند همسری زنان

گفت: یک کاسه آب برگیرید                و همه کاسه ها بهم ریزید

چند همسری زنان

کاسه ای را که سهم خود دانید              باز،از ظرف آب بردارید    

چند همسری زنان

و زنان، ماتِ سهمشان بودند               سالها رفت و راه پیمودند  

چند همسری زنان

گرچه قدرِ هزار و اَندی سال                    فرصتِ صیغۀ زنان پامال

چند همسری زنان

عِلم آمد به یُمنِ این ژنتیک،                  پدرِ بچّه شد عیان، تبریک!

چند همسری زنان

اینزمان شد دل زنان آرام                 به دو صد مرحم ستوده و رام

چند همسری زنان

دو طرف سهمشان برابر شد           مرد و زن را هزار همسر شد 

چند همسری زنان

عطر حوّا همیشه در جریان              سهمِ مردانِ عاشقِ ایمان

چند همسری زنان

طعمِ آرامشت به دل پیچید          وای ی ی! حوا چقدر مرحم چید!

چند همسری زنان

نه که حوا هوس- گزین باشد،          نیمه- نیمه به دور اندازد

چند همسری زنان

همه را مهر و شور می بخشد          آفتاب است و نور می بخشد

چند همسری زنان

همۀ شوهران، رفیق همند            بچه ها این میانه، سود برند...

چند همسری زنان

برو ای مرد هزار صیغه بکن          به زنت هم بگو برو و بکن...

چند همسری زنان

زندگیها چقدر زیبا شد                  سهم زن این هزاره پیدا شد!

چند همسری زنان

 

 



:: برچسب‌ها: زن, چند همسری زنان, مرد, صیغه
چند همسری زنان

 

چندهمسری زنان

 

در دنیا:

چندهمسری زنان، یعنی مقوله ای که در آن زن، دارای چند شوهر باشد، در طول تاریخ در مناطقی از دنیا (عرب در زمان گذشته، تبت، و...) رواج داشته و دارد.

تنها مشکل عمده ای که برای چندهمسری زنان در زندگی این جهان عنوان شده است، مسأله مشخص شدن پدر فرزند است. بگونه ای که عنوان می شود:

 

مهمترین اشکال چند شوهری، از بین رفتن رابطه پدر با فرزند است. نمیتوان تشخیص داد که پدر این فرزند، کیست.

میگویند گروهی از زنان ، در حدود چهل نفر ، گرد آمدند و بحضور علی بن‏ابیطالب علیه‏السلام رسیدند ، گفتند چرا اسلام بمردان اجازه چند زنی داده، اما به زنان اجازه چند شوهری نداده است. آیا این امر یک تبعیض ناروا نیست ؟

علی(ع) دستور داد ظرفهای کوچکی از آب آوردند و هر یک از آنها را بدست یکی از آن زنان داد . سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف‏ بزرگی که وسط مجلس گذاشته بود خالی کنند . دستور اطاعت شد ، آنگاه‏ فرمود اکنون هر یک از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر کنید اما باید هر کدام از شما عین همان آبی که در ظرف خود داشته بردارد . گفتند این‏ چگونه ممکن است ؟ آبها با یکدیگر ممزوج شده‏اند ، و تشخیص آنها ممکن‏ نیست. علی(ع) فرمود اگر یک زن چند شوهر داشته باشد ، خواه ناخواه، با همه آنها همبستر می‏شود، و بعد آبستن میگردد. چگونه میتوان تشخیص‏ داد که فرزندی که بدنیا آمده است از نسل کدام شوهر است؟ [*]

[*] «شهید استاد مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 380»

 

 

 

در بهشت:

یکی از نعمت های خداوند، در پاداش کارهای نیک و ایمان به خدا، بهشت و نعمت های آن است. بیگمان برای ورود به بهشت و استفاده از نعمتهای خداوند رحمان، فرقی میان زن و مرد نیست.

 

در چندین جای قرآن، همسران بهشتی «حور العین» نامیده شده اند.

«حور»، جمع «حوراء» است و «احور» به معنای کسی است که سیاهی چشمش کاملا سیاه و سفیدی اش کاملا شفاف و سفید و درخشنده است و این نهایت زیبایی چشمان است. بعضی نیز آن را سفیدی اندام معنا کرده اند و ممکن است این تعبیر، هم به چشمان زیبا و هم به اندام سفید آنها اشاره داشته باشد.

واژه «عین»، جمع «اعین» و «عیناء» به معنای درشت چشم است و به زن یا مردی که دارای چشمان درشت و جذاب و زیبا باشد اطلاق می شود.

همچنین باید توجه داشت که واژه ی حور و عین هم بر مذکر و هم بر مونث، هر دو اطلاق می گردد: از این رو مفهوم گسترده ای دارد که همه ی همسران بهشتی را شامل می شود؛ همسران زن برای مردان با ایمان، و همسران مرد برای زنان مؤمنه. [*]

[*] مکارم شیرازی، ناصر، دیدار یار (معاد در کلام وحی9)، ص 121 و 120. [*] پیام قرآن، جلد 6 ، ص 259

 

 

*

ضمنا ذکر این نکته نیز بجاست که بر اساس قرآن و روایات، برای زنان و مردان بهشتی، «غلمان» هایی وجود دارد که از آنها بعنوان پسران زیباروی بهشتی یاد شده است:

 

«پسران زیبارویی که هر گاه ایشان را می بینی، گمان می کنی گوهر تراشیده شده اند.» (سوره مبارکه انسان، آیه 19)

«و پیوسته بر گردشان نوجوانانى هستند که همچون مرواریدهاى درون صدفند.» (سوره مبارکه طور، آیه 24)

 



:: برچسب‌ها: زن،پدر،علی(ع)،حقوق اسلام،مطهری حقوق اسلام،مطهری, چند همسری،بهشتی،مکارم شیرازی،پیام قرآن, غلمان،سوره طور،سوره انسان, حور العین،گوهر،زیبارو
آخرین عناوین مطالب