فریــــــــــــــــاد زن

 

 

   فریــــــــــــــــاد زن

  

«شعر از دوست خوب و ترانه سرایم دیانـــــــــــــا»

 

در حرکت زن لنگ زدن، جور دیگریست

کوری عصا کشان، که به پی کور دیگریست

صد بار ز کندوی زمان نیش خورده ایم

ای وای قلبمان پی زنبور دیگریست!!!

 

شایسته نیست اینکه گنه شور میشوم

شاید کمی ز جنسِ خودم دور میشوم

افسوس نگاهم که به زن می خورد دمی

مجنونو بد زبانو کمی کور میشوم

 

سازش برای جنس مونث برابریست

نق نق زدن و خام شدن هم سراسریست

حالا برادران که به من گوش می کنید!!

آیا نگاهتان به مونث برادریست؟!

 

وقتی که مردها یلِ شا بیت میشوند

زنها نصیب شیخ کجا ویت میشوند؟

اینجاست که پای زنکان لیز میخورد

گویی اسیر چکمه ی اسکیت میشوند

 

آدم عطیقه شد و من آدم ندیده ام

حوای دل خوشو زن بی غم ندیده ام

این میوه ی بهشت تمامش فسانه بود

من بی غذا میان زنان کم ندیده ام

 

انگار دلم باز، کمی شور می زند

من یک زنم و شعرِ تهی، زور می زند

کندوی روزگار پی نیش دیگریست

این بار بَر که این دُمِ زنبور می زند؟!

 

شاعر: «دیانا ادریس زاده ؛ کتاب دایره بسته»

 

 

/ 7 نظر / 12 بازدید
saman

[گل]این حریف خسته رو خسته تر نکن دیگه این درای بسته رو بسته ترنکن دیگه این همه سنگ نباش این همه سخت نگیر واسه عشق بمون واسه عشق بمیر من باید چیکار کنم منو باورت بشه که یکم تحمل و عاشقی سرت بشه این چه راه و رسمیه این چه امتحانیه خوان هفصدم گذشت این چه هفت خوانیه چشمات نمی بینن پاهات نمی مونن دستات نمی گیرن این دست بی تابو با من نمی خندی با من نمی خونی قابل نمی دونی این چشم بی خوابو من باید چیکار کنم منو باورت بشه که یکم تحمل و عاشقی سرت بشه این چه راه و رسمیه این چه امتحانیه خوان هفصدم گذشت این چه هفت خوانیه

ديانا ادريس زاده

سلام عكس زيبايي بود:) لايك@};-

ghazal

[لبخند]ali bood[لبخند] دختردبیرستانی

مامان سویل و اراز

سلام دوست عزیز از اینکه به وبلاگم سر میزنید و منو با نظرات خوبتون خوشحال میکنید ممنونم من هم زود به زود به وبلاگتون سر میزنم وبلاگ متفاوت و جالبی دارید شعر جدیدتون هم عالی بود قربون قلم دوستتون

ضعیفه

سرزنده باشید. خواندنی بود. یک قسمت هایی معرکه بود...

بدک نبود[خمیازه]